پرده ناتمام :: گاه‌گویه‌های فاطمه شمس

26 تیر 89

شعر من، شعری برای کودتا نبود

این لینک را یکی از دوستان امروز برایم فرستاده و روی آن توضیح داده که فلانی شعرت را دزدیده‌اند و دارند باهاش پز می‌دهند. ویدئو را باز می‌کنم و مشغول تماشا می‌شوم. مجری برنامه وحید یامین‌پور، از مدافعان جریان حاکم فعلی و از نویسندگان سایت رجانیوز است. پنج دقیقه اول را به زحمت گوش می‌دهم. سعید حدادیان و صادق آهنگران، یکی دعا می‌کند آن یکی دست‌هایش را می‌برد سمت آسمان برای اجابت. از این میزان رواج لمپنیزم در تلویزیون کشور اذیت می‌شوم. بالاخره دقیقه ششم فیلم معلوم می‌شود که منظور آن دوست از ارتباط چنین برنامه‌ای با شعر من چه بوده. یامین‌پور درباره پانزده خرداد سال ۴۲ حرف می‌زند و ربطش می‌دهد به مسائل دیگر و بعد هم آن مصرعی که من برای سیدمحمد خاتمی و حضور او در انتخابات سال پیش سروده بودم را می‌خواند و می‌گوید: "ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم".

آقای یامین‌پور! آن شعری که شما خواندید توسط به قول شما یکی از "اصحاب فتنه" و برای یکی از "سران فتنه" سروده شده بود نه برای کودتاچی‌ها. می‌دانم اصولن چیزی به نام تحقیق و تامل در باب آنچه مجریان تلویزیون به زبان می‌آورند بی‌معنی‌ست، اما برای حفظ آبروی خودتان هم که شده قبل از این‌که شعری را برای تایید حرف‌های خودتان انتخاب کنید به پیشینه آن شعر و شاعرش هم توجهی داشته باشید. چه‌ بسا آن شاعر با جنابعالی و مواضع‌تان مشکلات بنیادی داشته باشد و شعرش را اتفاقن در انتقاد به جریانی که شما مدافع‌اش هستید سروده باشد. من این شعر را دقیقن با همین عکسی که در این پست آمده در وبلاگ سابقم منتشر کرده بودم تا بعدن از آن برای توصیف شخص یا وضعیت دیگری سوءاستفاده نشود. بعید می‌دانم شما علاقه و همراهی چندانی به صاحب عکس فوق و مواضع‌اش داشته باشید.

شما با حضورتان در چنین برنامه‌ای آشکارا خون‌های ریخته‌شده هم‌وطنان بی‌گناه‌تان در کهریزک و خیابان‌های ایران را نادیده گرفتید، شما ظلم رواگشته بر این همه زندانی سیاسی که هیچ قصدی جز آبادانی ایران نداشتند را ندید گرفتید و به تلویزیون حامی جریان کودتا رفتید و مجری برنامه‌هایی شدید که به طور خاص در دفاع از این جریان نامشروع موضع می‌گرفتند. شما به تریبون این دولت نامشروع بدل شدید و من به عنوان شاعر آن مصراع راضی به تلفظ کلماتی که ساخته‌ام از دهانی که بوی مدح و تملق و دروغ می‌دهد نیستم. فکر می‌کنم فاصله عمیقی‌ست بین آنچه شما و من آن را "خرداد پرحادثه" می‌نامیم. به قول خودتان برنامه‌های زیادی باید ساخته شوند برای شرح حوادثی که در خرداد بر این مردم رفته است و بعید می‌دانم صداوسیمای فعلی جای چنین برنامه‌هایی باشد. جایی که نشان دهد بیست و پنجم خرداد در تهران چه اتفاقی رخ داد. جایی که نشان دهد سی‌ام خرداد آن دختر بی‌گناه چگونه به خون خود غلطید و چه کسانی مسوول خون‌های ریخته‌شده بودند. جایی که نشان دهد بیست و هفتم خرداد در فرودگاه تهران چه بر یک زن و همسرش رفت و یک سال بعد باز هم در خرداد چگونه به خانه‌اش حمله‌ور شدند و همسرش را ربودند و هنوز هم خبری از آزادی‌اش نیست. این‌ها برای من حادثه‌های خردادند. برای من دوم خرداد ۷۶ حادثه است. برای من ۲۲ خرداد ۸۸، ۲۵ خرداد، ۲۷ خرداد، ۲۹ ، ۳۰ خرداد ۸۸ خرداد پرحادثه است. وقتی نوشتم "ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم" برای این نوشتم که سیدمحمد خاتمی به صحنه بیاید و حادثه تاریخ‌ساز دیگری را در خرداد رقم بزند. او نیامد اما خرداد باز هم برای ما پرحادثه شد و آن بیت من تا همیشه معنادار باقی ماند.

شما هم حتمن روایت خود را از "خرداد پرحادثه" دارید. اما بهتر است برای آن حوادث، "شاعران دربار" شعری بسرایند. شما که سعید حدادیان و صادق آهنگران را دارید که شب و روز در مدح اصحاب راستین‌تان بر سر و سینه‌شان بکوبند. آن‌ها هم نتوانستند به علیرضا قزوه بسپارید تک‌مصرعی مناسب خرداد پرحادثه برایتان بسازد، نه نمی‌آورد!

پ.ن. آن تک مصرع معروف "ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم" که تبدیل به یکی از شعارهای انتخاباتی جنبش سبز شد برای من خیلی عزیز است. کلی خاطره خوب و امید پشت‌اش هست. علت این واکنش هم همین بود. والا برنامه‌هایی از این دست که در ویدئو مشاهده می‌کنید ارزش تماشا هم ندارند چه برسد به واکنش. ضمن اینکه دزدیدن اشعار شعرا و سوء استفاده از محتوای آن‌ها یکی از وظائف صداوسیماست. وقتی شعر ابتهاج و فروغ و شاملو و اخوان و کسرایی را به نفع ایدئولوژی خودشان می‌دزدند، این تک مصرع ناچیز در آن بین گم می‌شود.