
نوشتم فقط برای اینکه در خانه ثبت شود که ما هم اینجا ساکت ننشستیم و با شما گرسنگی را تجربه کردیم. اما فقط یک روز. فقط چند ساعت اعتصاب خشک برای اینکه به شما نزدیکتر باشیم. همان چند ساعت کافی بود برای اینکه درد این سیزده روزتان در استخوانهایمان بپیچد. شرمنده بودیم و خجالتزده، از اینکه از این همه سختی، سهم ما تنها چند ساعت گرسنگی و چند عکس میتوانست باشد.

و چه غبطه خوردیم به شما که تلفظ نامتان ترس را، ناامیدی و یاس را اینچنین ناباورانه به زانو درآورده است. به شما که چشم در چشم مرگ و مرگاندیشان اینچنین شکست را به سخره گرفتهاید. پرشکوهید و مثالزدنی. بزرگید، نه از آن رو که لب به طعام و آب بستهاید، که از آن رو که اینچنین گرسِنههای قدرت را نه با نان که با جان به مبارزه طلبیدهاید. پرتوان باد تنهای خسته و دردمندتان که اینچنین زایش آزادی را به زندگی نشستهاید.

پ.ن. اعتصاب خشک کیوان صمیمی، بهمن احمدی امویی و مجید توکلی بعد از گذشت نزدیک به یک هفته همچنان ادامه دارد. پزشکان نسبت به سلامتیشان اعلام نگرانی کردهاند. به هر آن چیزی که معتقدید، هر آن چیزی که مایهای از آزادگی و معنایی از عدالت و کرامت و انسانیت دارد، متوسل شوید. جان این عزیزان در خطر است.
۲- عکسها مربوط به مراسم افطار روزه سیاسی عدهای از ایرانیان مقیم لندن و حومه در اعلام همبستگی با اعتصابکنندگان است.